زندگی به امواج دریا ماننده است
چیزی به ساحل می بردو
چیز دیگررا می شوید.
چون به سرکشی افتد
انبوه ماسه ها را با خود می برد
اما تواند بود
که تخته پاره ای نیز با خود به ساحل اورد
تا کسی بام کلبه اش را
بدان بپوشاند.
گاه ارزو می کنم زورقی باشم برای تو
تا بدان جا برمت که میخواهی.
زورقی توانا
به تحمل باری که بر دوش داری
زورقی که هیچ گاه وارونه نشود
به هر اندازه که نا ارام باشی
یا متلاطم باشد
دریایی که در ان می رانی.
